شنبه 29 اردیبهشت 1403    2024/5/18

يكشنبه 01 مرداد 1402 ، 4 : 12

کد خبر :

روز پنجم محرم:

روضه جانسوز محمود کریمی برای حضرت عبدالله بن‌ حسن

عبدالله بن الحسن علیه‌السّلام در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین علیه‌السّلام در ظهر عاشورا به شهادت رسید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری سبحان ، شب پنجم ماه محرم به نام حضرت عبدالله بن حسن، پسر نوجوان امام مجتبی علیه‌السّلام منسوب است.

عبدالله بن الحسن علیه‌السّلام در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) در ظهر عاشورا به شهادت رسید. او فرزند امام حسن مجتبی بود که روز عاشورا، وقتی دید سیدالشهداء بر زمین افتاده است، برای دفاع از عمو به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جام شهادت نوشید.

در مقاتل چنین نقل شده است که در واپسین لحظات حیات شریف سید الشهداء علیه‌السّلام، سپاه کوفه امام را محاصره کرد، در حالی‌که ایشان دیگر توان ایستادن نداشت و از جنگ باز ایستاده بود. در این هنگام، ندای امام حسین علیه‌السّلام به آسمان برخاست و سر به جانب آسمان بلند کرد و نیایش‌گرانه گفت: خدایا، تو خود میدانی که اینان فرزند دخت فرزانه پیامبرشان را می‌کشند.... آن تبهکاران سنگ‌دل‌ اندکی درنگ کردند و دگر باره بر امام هجوم بردند.

در این هنگام عبدالله بن حسن علیه‌السّلام که هنوز به حد بلوغ نرسیده بود خیمه‌گاه را ترک کرده، شتابان به سوی امام علیه‌السّلام دوید، حضرت امام حسین با دیدن او خطاب به خواهرش زینب سلام‌الله‌علیها فرمود: «خواهرم این کودک را نگهدار.» حضرت زینب خود را به کودک رساند و سعی کرد از رفتنش جلوگیری کند و او را به خیمه‌ها بازگرداند، امّا او پایداری کرد و بازنگشت و فریاد بر آورد که: «لا اُفارِقُ عَمّی!»؛ به خدای سوگند از عمویم جدا نخواهم شد و او را تنها نخواهم گذاشت و خود را از دستان عمه‌اش رها کرد و نزد امام حسین علیه‌السّلام رفت تا شاید مانع از شهادت عموی بزرگوارش شود.

در این هنگام، یکی از تجاوزکاران اموی به نام «بحر بن کعب» به سوی حسین علیه‌السّلام روی آورد که «عبداللَّه» فریاد برآورد: ‌هان‌ ای پلیدزاده! آیا می‌خواهی عمویم را به شهادت برسانی؟ آن عنصر پلید نیز شمشیری بر آن کودک فرود آورد و عبداللَّه دست خود را سپر ساخت که دستش از بدن جدا شد! او در حالی‌که دستش تنها به پوست آویزان بود، فریاد بر آورد که: عمو جان مرا دریاب!

امام حسین علیه‌السّلام او را در آغوش کشید و بر سینه چسباند و فرمود: یادگار برادرم! بر آنچه در راه خدا بر تو فرود آمده است شکیبایی پیشه ساز و آن را به فال نیک بگیر و خیر بدان که خدای پر مهر به زودی تو را بر پدران و نیاکان شایسته کردارت ملحق خواهد ساخت. و آن‌گاه «حرمله» گلوی آن کودک محبوب را هدف تیر خود ساخت و سرش را از پیکرش جدا کرد. امام حسین علیه‌السّلام پس از شهادت جانسوز پسر برادرش، «عبداللَّه» در آغوشش، رو به آسمان کرد و گفت: بار خدایا، اگر این بندگان ستمکار و گناه‌پیشه‌ات را تاکنون از نعمت‌هایت بهره‌ور ساخته‌ای، اینک آنان را تار و مار و مایه عبرت دیگران قرار ده و هرگز از آنان خشنود مباش.


يكشنبه 01 مرداد 1402 ، 4 : 12

کد خبر :

بازدید : 50
• بزرگنمایی متن خبر


سرخط اخبار فرهنگی

پربازدیدترین ها